القاضي سعيد القمي

45

شرح الاربعين

در سنّ سى سالگى چنانكه گذشت وخود در مقدمه أربعين آورده به تأليف آن پرداخته است ، بيست ويك سال بعد از اين بسال هزار ونود ونه هجرى در أصفهان حديث غمامه را شرح كرده وآن وقت پنجاه ويك سال داشته بنابراين سال تولد أو سنهء هزار وچهل وهشت هجرى است وتاريخ تأليف أربعين هزار وهفتاد وهشت . واين‌كه بعضي وفات قاضى را بطور احتمال در أواخر مائه يازدهم هجرى نوشته‌اند بس بعيد است زيرا شرح حديث غمامه را در أصفهان چنانكه گذشت بسال هزار ونود ونه نوشته يعنى شروع به نوشتن آن كرده ودر شهر قم مسلما رحلت كرده وهمانجا بخاك سپرده شده وشخصي مانند أو كه طرف توجه مخصوص پادشاه وقت بوده وموقع مهمى داشته چگونه در سال آخر صده يازدهم شروع بنوشتن رسالهء نسبة مفصلى كرده وبلافاصله به شهر قم مراجعت وفوت مىنمايد . به نظر ما وفاتش در أوائل قرن دوازدهم هجرى است وبه هر تقدير از عمر دراز بر خلاف استادش فيض بهره نداشته وسنين حياتش به مرحلهء شست نرسيده است مع ذلك مصيبت مرگ فيض را ديده وقدر متيقن ده سال بعد از رحلت أستاذ در اين نشانه مىزيسته ، زيرا فيض در سال هزار ونود ويك هجرى بسنّ هشتاد وچهار سالگى از زحمت تن رهائى مىيابد . عليهم رحمة الله تعالى وبركاته . تأليفات قاضى يكى همين كتاب أربعين است كه گويا اولين تأليف أو باشد . ديگرى حاشية بر شرح إشارات شيخ الرئيس أبو علي بن سينا . ورسالهء سوم در حقيقت كه آن را كليد بهشت نام نهاده . وبر اين سه كتاب دست نيافته‌ايم . از مؤلفات قاضى شرح توحيد صدوق است در سه جلد كه حقّا بايد آن را شاهكار نفيس نويسنده خواند وجاى تعجب است كه يك چنين كتابي تا به حال طبع ونشر نشده ويا آن‌كه أهل ظاهر از نشر آن جلوگيرى كرده‌اند . تأليفى دارد بنام اربعينيات مشتمل بر چهل رساله در موضوعات مختلفه كه نام هر رساله حاكى از مندرجات آن مىباشد وبا اين‌كه در مقدمه كتاب تصريح به اشتمال آن بر چهل رساله فرموده ، مجموعه‌اى كه حاوي تمام آن عدد باشد ديده نشده وآنچه بنظر رسيده بشرح ذيل است « 1 » :

--> ( 1 ) . ونقل من مؤلفاته الموجودة في مكاتيب العراق : رسالة في معنى المعرفة ، ورسالة في تحريم الدخان وأظنّهما أيضا من الأربعينيات ، وحاشية على أصول الكافي .